محیط ومساحت اشکال هندسی

این فایل حاوی محیط ومساحت اشکال هندسی مختلف مانند:دایره مثلث مربع مستطیل ذوزنقه و.....میباشد

برای دانلودروی لینک زیرکلیک کنید

باword2010وبالاتربازکنید.

لطفانظر خودتودرمورداین مطلب بنویس.

 

 

ابربرچسبها:نمونه سوالات هندسه2،نمونه سوالات حسابان،کنکور92،نمونه سوالات عربی3،نمونه سوالات عربی2،نمونه سوالات شیمی3،نمونه سوالات دیفرانسیل،نمونه سوالات ادبیات3،نمونه سوالات  ادبیات2،نمونه سوالات زبان فارسی3،نمونه سوالات زبان فارسی2،

جملات جدید پشت کامیونی

 

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

**-.-**
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!

**-.-**
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)

**-.-**
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری

به جهنم که مرا دوست نداری!

ادامه نوشته

خدا و کودک

 

 

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:

می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد

اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.

خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود

کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...

خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

 

 

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟

اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟

فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .

کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.

کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.

او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:

خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:

نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...

*** مـادر***

صدا کنی.